تبليغاتX
ღ♥ღ گاهی نگاهت را نگاه کن ღ♥ღ
این دانشمند رو می شناسی؟ اگه جوابت نه بود ادامه بده مطمئنم می شناسی...

اول می ریم اداره ثبت احوال:

            نام و نام خانوادگی: ابوزید عبدالحمن ابن محمد بن خلدون(شناختی؟)

            ملقب به: ابن خلدون

            تاریخ تولد:1332 میلادی(از 2007 که کمش کنیم یه چی حدود 675 سال پیش می شه)

            محل تولد: تونس (اندر آفریقا)

            تاریخ وفات: 1406 میلادی در قاهره ی مصر  

            تخصص: پیشتاز علم تاریخ و جامعه شناسی تاریخی و یکی از بنیانگذاران حقیقی دانش اقتصاد در جهان شرق(سياست‌مدار، جامعه‌شناس، انسان‌شناس، تاريخ‌نگار، فقيه و فيلسوف)

*نکته(یاد کنکور افتادم): اروپا در زمان ابن خلدون در آستانه نهضت رنسانس قرار داشت.

 

حالا بریم سروقت زندگی خصوصی ایشون:

ابن خلدون در 17 سالگی پدر ومادرش رو بخاطر شیوع  وبا در تونس از دست داد. در 20 سالگیش دبیر سلطان تونس شد ولی در جنگی که همراه سلطان بود از تونس فرار کرد ولی خیلی زود بخاطر شرکت در توطئه ای ضد سلطان دستگیر شد و به زندان افتاد.(معلوم می شه مشکلش با سلطان خیلی حاد بوده) خدا رو شکر عمر سلطان زیاد به این دنیا نبود و بعد از دو سال دست از سر این دنیا بر داشت و ابن خلدون آزاد شد و بعد از مدتی به اندلس اسپانیا رفت و از ملتزمان سلطان اون سرزمین شد؛  بعد از 3 سال به "بجایه" (شخصا نمی دونم کجاس...) رفت و حاجب دربار بجایه شد!

جناب ابن خلدون بعد از برخورد با مشکلات و مسائل زندگی در بین قبایل، به اندلس بر گشت ولــــــــی! سلطان اندلس اون رو از شهر بیرون کرد؛ ابن خلدون،  به مدت 4 سال تو قلعه ای به نام "ابن سلامه" در انزوا به سر برد و به نوشتن تاریخ اقوام شمال آفریقا دست زد (می خوای منزوی شی اینجوری منزوی شو!) و  بعد برای اتمام کتاب خودش به تونس می ره و در اونجا مورد استقبال سلطان قرار می گیره.

بالاخره به مصر می ره و تو مصر به مقام قضاوت می رسه و عمر باقیمونده ش (24 سال) رو در مصر می گذرونه. تو این مدت فقط یه بار برای زیارت خونه خدا به حجاز سفر کرده و یک بار هم به سوریه رفته و اونجا بوده که با امیر تیمور لنگ (پادشاه ایران) که دمشق رو محاصره کرده بود ملاقات داشته.

 

و اما اصل مطلب در ادامه مطلب

جهت کسب اطلاعات بیشتر لطفا کلیک رنجه بفرمایید


پیوست:

*مقدمه‌ي كتاب العبر که ابن خلدون در 42 سالگي به نگارش درآورد بيشتر از خود كتاب شناخته شده در این کتاب ابن خلدون نظریه "فراز و نشیب تمدنها" رو مورد بحث قرار می ده

 

*اين مقدمه رو محمد پروين گنابادي به فارسي ترجمه كرده

 

*یه چیزی که درباره ابن خلدون برام جالب بود تولد و مرگشه؛ آخه روزهای اول ماه رمضان به دنیا اومده و روزهای آخر ماه رمضان می میره


ادامه مطلب

لینک ثابت |  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 6:44  توسط 3تا "ر"  | 

با اینکه با تفکرات نیچه خیلی موافق نیستم ولی بعضی جمله هاش رو دوس دارم مثل همین جمله :

 

"مرد دانا کسی است که علاوه بر توانایی دوست داشتن دشمنانش بتواند دوستانش را نیز دشمن دارد"

 


لینک ثابت |  نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 18:0  توسط 3تا "ر"  | 

منم و یک دل بی قرار تنگ

خدایـــــــــــا


لینک ثابت |  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 16:4  توسط 3تا "ر"  | 
امروز اصلا قصد نداشتم که آپ کنم ولی وقتی این شعر رو  :خوندم به دلم نشست و دلم نیومد ننویسمش

با همه بي سر و ساماني ام باز به دنبال پريشاني ام

 طاقت فرسودگي ام هيچ نيست در پي ويران شدن آني ام

آمده ام بلکه نگاهم کني عاشق آن لحظه طوفاني ام

دل خوش گرماي کسي نيستم آمده ام تا تو بسوزاني ام

 آمده ام با عطش سالها تا تو کمي عشق بنوشاني ام

ماهي برگشته ز دريا شدم تا تو بگيري و بميراني ام

خوب ترين حادثه مي دانمت خوب ترين حادثه مي داني ام؟

حرف بزن ابر مرا باز کن دير زماني است که باراني ام

 حرف بزن حرف بزن سالهاست تشنه يک صحبت طولاني ام

 

امروز بازم بهم ثابت شد که کار امروز رو باید همین امروز انجام داد که فردا معلوم نیست چه خبر می شه

امیدوارم اینبار دیگه پشت گوش نندازم


لینک ثابت |  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 6:16  توسط 3تا "ر"  | 
*************************************************