نيستم تاااااااااااااااااااااااا اطلاع ثانوي...
.
.
.
خدا بخواد بهمن يا اسفند بر مي گردم... نمي دونم تا اون موقع منو فراموش مي كنی يا نه ولي وقتي برگشتم بهت سر مي زنم و خودمو به يادت مي يارم
.
نمي خوام مثه آدمايي كه دارن نفساي آخر رو مي كشن ياد خاطرات اينجا كنم و بگم خيلي چيز ياد گرفتم و اينا... فعلا زوده، تازه من هنوز خيلي چيزا ياد نگرفتم!!! فقط قراره يه مدت برم تو كما
.
اما برام دعا كن كه وقتي برگشتم دستام پر باشن و از اين مدت، مثبت استفاده كرده باشم
.
خلاصه دلم براي تو و اينجا تنگ مي شه...![]()
در آخر اين شعر از "ميلاد تهراني" رو هم تقديم مي كنم به تو
:
آن قدر دل کندن از تو سخت است
که در آخرين کوپه از آخرين واگن قطار نشسته ام!
تا هر چه قدر مي شود...
ديرتر ترکت کنم!!!
آدم بیکار از رو بیکاری خیلی کارا ممکنه بکنه!!! نمونه ش من ![]()
گفتم بیا ببین به اسم خودت وبلاگی پیدا می شه؟
تو قسمت "وبلاگ دوستان" اسمم رو تایپ کردم، دیدم هست
رفتم که برم سراغش، ببینم چه خبره(بیکار بودم دیگه
) که چشمم به جمال این جمله افتاد: "این وبلاگ توسط هومن در گروه آریان هک شد"![]()
![]()
![]()
نتيجه اخلاقي:
۱. مگه آزار داري هك مي كني؟!
۲. كنجكاوي بي مورد مانع كسب است!!!
۳.
همين ديگه ...
گاهي مي ترسم كه دوسم نداشته باشي... يه وقتايي فكر مي كنم دلت نمي خواد نگاهم كني؛ خودمو آروم كردم با آرزوهايي كه تنها از دلم رد شدن و تو اونا رو برآورده كردي؛ به خودم گفتم: ببين خدا حواسش بهت هست...
اما يه روز ندا -دوستم- تو راه، نزديكاي پل، بهم گفت: "گاهي خدا دعاي بعضي از بنده هاشو برآورده مي كنه تا صداشونو نشنوه..." دلم آشوب شد، يهو ترسيدم! گفتم: "از كجا مي گي؟" گفت: "دقيق نمي دونم... ولي شنيدم!"... نمي خواستم باور كنم؛ بهش گفتم: " قبول ندارم و..."
چند روز بعد، داشت از تفسيري كه تازه خونده بود حرف مي زد؛ يادش اومد كه اون جمله رو تو اون تفسير خونده... و اينبار مستند بود...
بحث عوض شد؛ اما هنوز تو فكرشم... خودت كه مي بيني تو دلم چه خبره!!!
نه! باور ندارم! باور نمي كنم! نمي شه كه باور كنم... به مسير زندگيم نگاه مي كنم، خطا كه فتّ و فراوون داشتم اما حس مي كنم رو به جلو دارم مي رم...
امروز خوشحال شدم از فكري كه ذهنمو درگير كرد... به وجود اومدن آدم(آيات 37 و 38 سوره قيامت) مي دوني... خوشحالم...از اينكه رفتم تو فكر، از اينكه كمي به عظمت كارِت فكر كردم، از اينكه مي تونستم از اين آيه ها به سادگي رد بشم و نشدم...
خدايا مي خوام دعاي هميشگي مو بكنم:
الهي؛ چشمامو كور نكن،
گوشامم كر نكن
الهي؛ به دلم مهر نزن...
الهي اين دعا رو واسه همه ي عزيزام مي خوام.
خدايا تنهامون نذار كه با تو بودن يعني...
يعني؟
يعني...
خيلي ي ي ي
خدا جونم منو به خودت نزديك كن، به چه جوري شم فكر نمي كنم...مي دونم راه رو جلو پام مي ذاري...فقط دست و پاي نه گفتنمو ببند
.
مثل هميشه و از ته دل: شكرت