خديجه از درد به خود مي پيچيد كه چند تا زن وارد اتاق شدند. نشستند اطراف رختخواب. چهار زن گندمگون، بلند بالا و باوقار. خديجه بهت زده نگاه ميكرد. يكي از آنها گفت:"نترس! ما از طرف خدا براي كمك به تو آمدهايم. من ساره، همسر ابراهيم هستم، آن يكي آسيه، دختر مزاحم، است. سمت راستي، مريم دختر عمران و مادر عيسي است. نفر چهارم كلثوم، خواهر موسي است."
كمك كردند فاطمه به دنيا آمد، با آب كوثر او را غسل دادند. نوزاد به حرف آمد.
" اشهد أن لا اله الا الله و أنّ أبي رسول الله سيد الانبياء و أنّ بعلي سيد الاوصياء و ولدي سادةَ الاسباط."
به همهي زنان بهشتي سلام كرد، هر كس را با اسمش.
انتهانامه:
«روز مادر مبارک»
حرف دارم ولی بعدا به صورت مفصل شاید بگم!!!! الان فقط می خوام تولد فاطمه ی زهرا(س) رو تبریک گفته باشم چون برام خیلی مهمه. همین![]()